خانه » بیانیه ها, تازه ها » بیانیه‌ی حزب پان‌ ایرانیست پیرامون ربوده شدن سه تن از مسوولین حزب

به نام خداوند جان و خرد

۱ظلم بر پان‌ایرانیست‌ها را پایانی نیست؛ در آخرین مورد ۳ تن از مسوولین حزب پان‌ایرانیست، سروران مهندس رضا کرمانی، حسین شهریاری و حجت کلاشی که در شامگاه عید فطر قصد دیدار با دوستان و پان‌ایرانیست‌های شهر اصفهان را داشتند، در جاده‌ی منتهی به این شهر توسط نیروهای امنیتی ربوده شده و به مکان نامعلومی منتقل گردیده‌اند. این در حالی است که سرور حسین شهریاری ۷۴ ساله تنها دو روز بود که از زندان به مرخصی آمده بودند؛ مهندس کرمانی ۷۶ ساله از بیماری قلبی رنج می‌بردند و حجت کلاشی تنها چند ماه بود که از دوران تبعید خود در شهرستان خاش به تهران باز گشته بودند. همان طور که هم‌میهنان ما آگاهند، فشار و تهدید و ارعاب و زندان برای پان‌ایرانیست‌ها امر شگفت و تازه‌ای نیست. اما در ماه‌های اخیر این تهاجمات به یاران پان‌ایرانیست ابعاد تازه‌تری به خود گرفته است. پرونده‌سازی، صدور احکام سنگین زندان (از جمله ابوالفضل عابدینی، شاهین زینعلی و حسین شهریاری)، تهدید خانواده‌های پان‌ایرانیست‌ها، مشابه‌سازی و تحریک عناصر ناآگاه برای ایجاد نفاق و اختلاف، مزاحمت در محیط کار برای پان‌ایرانیست‌ها و خانواده‌های آنان و … که در مورد آخر باید ربودن پان‌ایرانیست‌ها در جاده‌های برون شهری را هم به این فهرست اضافه نمود، از جمله‌ی این اقدامات می‌باشد. این اقدامات غیرقانونی و نابخردانه ما را با این تردید اساسی مواجه می‌سازد که شاید در نظر برخی دستگاه‌های امنیتی، دفاع از منافع ملی و عشق به ایران، آنچنان جرم خطرناکی تعریف گردیده که باید پان‌ایرانیست‌های کهنسال و بی‌دفاع را در جاده‌های بیرون از شهر ربوده و چندین روز خانواده‌های نگران آنها را در بی‌خبری از وضعیت آنان نگاه داشت (؟!). لذا با توجه به اتفاقات رخ داده و با عنایت به شرایط خاصی که در آن قرار داریم، موارد ذیل را به اطلاع می‌رسانیم:

۱- همه‌ی هم‌میهنان و آزادگان، به ویژه میهن‌پرستان و یاران پان‌ایرانیست را به دفاع از حقوق سیاسی، اجتماعی و شهروندی اندامان حزب پان‌ایرانیست فرا می‌خوانیم. بی‌شک در این میان، عملکرد مسوولین و اندامان حزب پان‌ایرانیست خارج از کشور و تلاش آنان در خبررسانی و آگاه‌سازی رسانه‌های بین‌المللی از ظلم و ستمی که بر پان‌ایرانیست‌های داخل کشور می‌رود، اهمیت به سزایی دارد.

۲- پان‌ایرانیست‌ها در سالهای گذشته همواره تلاش داشته‌اند تا فارغ از جریانات سیاسی روز، کوشش‌های خود را بر حفظ تمامیت ارضی، گسترش اندیشه‌های ناسیونالیسم ایرانی، دفاع از منافع ملی و تحلیل مسایل اساسی جامعه‌ی ایرانی متمرکز کنند؛ اما این‌گونه اقدامات افراطی و ناسنجیده‌ی برخی، به این خط مشی اصولی خدشه وارد کرده و ادامه‌ی این مسیر را ناممکن می‌سازد.

۳- پان‌ایرانیست‌ها و به ویژه جوانان حزب پان‌ایرانیست به نیات و اهداف پشت پرده‌ی این‌گونه برخوردهای افراطی و غیرمعقول آگاهند، لذا سازمان جوانان حزب پان‌ایرانیست با تاکید بر ادامه‌ی راه پیشکسوتان و مسوولین راستین حزب در گسترش آرمان‌های ناسیونالیسم و پان‌ایرانیسم، ضمن محکوم کردن این‌‌گونه اعمال زشت و خارج از عرف، اعلام می‌دارد که مسوولیت کامل سلامتی این سروران مستقیما به عهده‌ی دستگاه‌های امنیتی ذیربط بوده و خواهان آزادی فوری پان‌ایرانیست‌های در بند می‌باشد.

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان‌ایرانیست

۲۱ شهریورماه ۱۳۸۹

۲ دیدگاه به “بیانیه‌ی حزب پان‌ ایرانیست پیرامون ربوده شدن سه تن از مسوولین حزب”

  1. ملت مظلوم و ستمدیده ایران!
    روزهایی که گذشت، آبستن اتفاقاتی بود که در تقویم تاریخ ایران زمین، برگ زرینی دیگر از ظلم ستیزی ایرانیان را رقم زد. به رسمیت نشناختن خواسته ها و اوامر حاکمان ظلم پیشه و دیکتاتور ماب سرزمینی که بزرگمردانی چون حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام و کورش کبیر در آن خفته اند، وظیفه ما فرزندان این دو بزرگوار است. سرزمین غنی ایران که با توجه به منابع زیر زمینی می بایست یکی از ثروتمندترین ممالک دنیا باشد، متاسفانه در طول سالها حکومت حاکمان نا لایق و بی تدبیر، بیت المالی که می بایست به نفع مردم هزینه شود و در راه آبادی آن خرج شود، صرف اعمال بیهوده ای گشته است که نه برای حکام ثمر دنیوی و اخروی داشت و نه برای مردم سودی. فقر در شهرها بیداد می کند و حاکمان سرزمین ما میلیاردها تومان را هزینه سفرهایی نموده اند تا شاید بتوانند حکومت نامشروع خویش را در دید عامه مردم مشروع جلوه دهند.
    مع الاسف در طول ۲۱ سالی که از حکومت آقای خامنه ای می گذرد، حاکمی که خود را ولی امر مسلمین و نایب حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه می داند، این هزینه ها و دست درازی به بیت المال مردم ایران، از ترک، کرد، عرب، بلوچ گرفته تا ترکمن، لر، شمالی و فارس، از شیعه، سنی، درویش، صوفی و اسماعیلی گرفته تا مسیحی، ارمنی و کلیمی، به حد اعلای خود در طول تاریخ ایران رسیده است. نزدیکترین نمونه این دست درازی و دزدی از بیت المال مردم ایران، در سفر شکست خورده و مفتضح آقای خامنه ای به قم می باشد. سفری که میلیارد ها تومان هزینه در بر داشت در حالی که برای ایشان نتیجه ای جز ثبت شکستی دیگر در کارنامه سیاه و غیر قابل دفاع حکومتش در بر نداشت. سفری که به دلیل حسادت بسیار آقای خامنه ای از وداع و تشییع با شکوه مردم ایران از پیکر پاک و مطهر پدر معنوی خویش، عالم مبارز، مرجع مجاهد، مرحوم حضرت آیت الله العظمی منتظری رحمه الله علیه، استقبالی نمایشی ترتیب دادند آنهم در جو شدید نظامی و امنیتی آن روز قم، که حتی ورودی های شهر بسته شده بود. جمعیتی که اکثرا با وسایل نقلیه حکومتی از شهرهای دیگر به قم آورده شده بودند در تنگترین خیابان های شهر برای استقبال گردآوره شده بودند تا شاید در تصاویر تلویزیونی، جمعیت بیش از آنچه که هست نشان دهد. همینطور با برنامه خاص طرح ریزی شده بود تا آقای خامنه ای پس از دست رفته دیدن مشروعیت مردمی و قانونی خود، بتواند شاید با دیدار از زعیم حوزه علمیه قم حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی دام ظله العالی، مشروعیت مذهبی پیدا کند و خود را به عنوان یکی از مراجع تقلید شیعیان معرفی کند. مکری که با طرد نمودن ایشان از سوی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله، برای آقای خامنه ای نتیجه ای جز شکست و بی آبرویی نداشت و حضرت باری تعالی چون فرموده اش: وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ (و [دشمنان] مکر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مکر در میان آورد و خداوند بهترین مکرانگیزان است) مکر و حیله را به خود مکاران باز گرداند.
    اگر چه افرادی چون آقایان شیخ ناصر مکارم شیرازی، شیخ عبدالله جوادی آملی، سید موسی شبیری زنجانی و شیخ لطف الله صافی گلپایگانی و اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم متشکل از افرادی چون شیخ حسین نوری همدانی، شیخ صادق لاریجانی، شیخ محمد یزدی، سید محمود هاشمی شاهرودی، شیخ محمد تقی مصباح یزدی، سید احمد خاتمی و شیخ احمد جنتی با ایشان دیدار کردند ولی با نگاهی اجمالی به کارنامه این افراد در طول ۳۲ سال سپری شده از انقلاب اسلامی، می بینیم که ایشان از گمارده های حکومت و دست پروده شخص آقای خامنه ای هستند که در تمامی ستم ها، شخص رهبری را یاری کردند، گویی فراموش نموده اند که من اعان ظالما على ظلمه سلطه الله علیه (هرکس ظالم را در ظلمش یاری کند، خداوند او را تحت سلطه ظالم قرار می دهد). اشخاصی که از مواجب بگیران حکومت ضد دینی و ضد مردمی ایران می باشند دین خود را چه نا آگاهانه با دیدار خویش از معاویه زمان معاصر دگربار چون گذشته فروختند. اگر نام ها را بار دیگر مرور کنیم، خواهیم دید که هیچ کدام از حضرات مذکور، در طول تاریخ معاصر، جز مداحی از حکومت و شخص آقای خامنه ای کار دیگر انجام نداده اند. افرادی که بعضا هم نشین بزرگانی چون مرحوم آیات عظام سید محمد کاظم شریعتمداری، سید محمد روحانی، سید محمد شیرازی، شیخ محمد تقی بهجت، شیخ میرزا جواد تبریزی و شیخ حسینعلی منتظری (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) بوده اند که هرگز زیر سلطه حکومت جائر نرفتند.
    گویی امروز در حوزه علمیه قم، قحط الرجال است و به همین سبب افرادی نظیر حضرات مذکور، بزرگان حوزه در نظر حکومت قلمداد می شوند در حالی که شخصیتی بزرگ، مرجعی اعلم، مومنی با تقوا و روحانی مستقلی چون زعیم حوزه علمیه قم، حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی حفظه الله و مراجعی بزرگوار چون حضرات آیات عظام سید تقی قمی طباطبایی، سید صادق روحانی، سید صادق شیرازی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، شیخ یوسف صانعی و روحانیان مجاهد و ظلم ستیزی چون حضرات آیات شیخ اسدالله بیات زنجانی و شیخ محمد صادقی تهرانی، در این شهر حضور دارند و از دیدگاه علمی و در وادی تقوا، به مراتب بالاتر از ایشانند. حضرات آیاتی که روی روحانیت شیعه را در تاریخ معاصر سفید کردند و علی رغم تهدیدها و فشارها تن به خفت بیعت با آقای خامنه ای از طریق دیدار با وی ندادند.
    از میان تمامی آیات عظام مستقل و معتقد و عامل به مبانی فقه و شرع، فشارها بر زعیم حوزه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله به مراتب بیشتر بود، که ایشان با ایستادگی و مقاومت مثال زدنی خود، باعث شد تا از دیدگاه اکثر مراجع، فقها، علما، روحانیون و مدرسین چه در حوزه علمیه قم و چه در حوزه علمیه نجف اشرف، به عنوان زعیم حوزه های علمیه، مرجع اعلای شیعیان جهان و رهبر مذهبی و معنوی پیروان راستین حضرت امیر علیه السلام نامیده شود.
    آری حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دام ظله العالی و دیگر حضرات آیت عظام مستقل و مجاهدی که با طرد نمودن آقای خامنه ای در مبارزه حق علیه باطل، چون فرموده حضرت حق عز و جل: وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا (و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است)، باطل را شکست خورده و از بین رفته پنداشتند و خود را مصداق بارز مؤمنانی معرفی کردند که با خدای خود عهد بستند و به آن صادقانه وفادار ماندند.
    اما آنان که دم از اسلام می زنند و خود را مرجع می دانند لیک با دیدار با آقای خامنه ای که پرونده ای سیاه از نظر انسانی و ایمانی دارد، تمامی نصوص صریح و ضروریات فقه و حتی اقل مسلمات شرع را زیر پا نهادند، چون فرموده جل و علی: وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (کسانى که کفر ورزیده‏اند سرورانشان [همان عصیانگران=] طاغوتند که آنان را از روشنایى به سوى تاریکی ها به در مى‏برند آنان اهل آتش اند که خود در آن جاودانند)، توصیف دیگری نمی توان یافت. کسانی که در سخن می گویند ما پیرو اسلام ناب محمدی هستیم لیکن در عمل تمامی جنایات خلاف انسانیت که همان خلاف اسلام باشد را تایید می کنند و با این عمل در تمامی قتل ها، اعدام ها، تجاوزها، هتک حرمت ها، زندانی کردن ها، دزدی ها، ظلم ها و تمامی جنایاتی که به فرمان مستقیم شخص آقای خامنه ای بر مردم مظلوم ایران روا داشته شده است شریک اند. آری ایناند، افرادی که خداوند فرموده است: سَوَاء عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (براى آنان یکسان است چه برایشان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى خدا هرگز بر ایشان نخواهد بخشود. خدا فاسقان را راهنمایى نمى‏کند).
    ملت رنج کشیده ایران!
    رسانه های حکومتی از دیدار جمع کثیری از مدرسین حوزه علمیه قم با آقای خامنه ای سخن به میان آوردند که افراد جامعه مدرسین بارزترین این افراد هستند. هر چه سیاهه ی مدرسین دیدار کرده با آقای خامنه ای را مرور می کنیم، در کنار صدها بزرگ مدرسین مستقلی که در حوزه علمیه قم شاگردان زیادی دارند، نامهای بزرگی چون حضرات آیات سید رسول موسوی تهرانی، شب زنده دار، یثربی کاشانی، شیخ محمد شاه آبادی، شیخ مصطفی هرندی، سید احمد مددی، شیخ حسن جواهری و سید محمد علی احمدی نمی یابیم. افرادی که پروردگار تبارک و تعالی در توصیفشان فرمود: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد).
    بزرگواران!
    حال سئوال ما اعضاء جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن) از آقای خامنه ای این است که حقیقتا آیا می توان باور کرد، شما برای دیدار با آقایان مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، جوادی آملی و صافی گلپایگانی و همینطور اعضاء جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که نهادی کاملا حکومتی است و اعضای آن افرادی اند چون شیخ محمد یزدی و سید محمود هاشمی شاهرودی، رؤسای ۲۰ سال گذشته قوه قضاییه که جنایاتشان شهره خاص و عام است، و همچنین شیخ صادق لاریجانی که حال مسئول دستگاه قضاست و جنایات وی روی دو رئیس پیشین را در قساوت و بی رحمی سفید نموده است و همچنین افرادی چون شیخ حسین نوری همدانی، شیخ محمد تقی مصباح یزدی، شیخ احمد جنتی و سید احمد خاتمی، میلیاردها تومان از کیسه بیت المال مردم هزینه نموده اید؟ سئوال اینجاست که شخص آقای خامنه ای اگر فقط قصد دیدار با آقایان مراجع و روحانیون حکومتی نظیر حضرات مذکور را داشت چرا به قم سفر کرد؟ در حالی که می توانست براحتی فقط با فرستادن یک پیغام، این آقایان را احضار کند، و یقینا همه دیدارکنندگان با ایشان با سر به تهران می آمدند تا از وی دیدار کنند و سهم خویش را از بیت المال بگیرند و مدح و ستایش ولی جائر که همان طاغوت زمان است، نمایند.
    مقلدین مراجع تقلید! ما مدرسین قم و نجف هیچ مرجعی را از مرجعیت خلع نمی کنیم، چون خلع مرجعیت یک بدعت است، لیک از نظر فقهی و شرعی با توجه به نصوص صریح اسلامی و آیات و احادیث شریف حضرات معصومین علیهم السلام اعلام می داریم که تقلید از مراجعی که با دیدار خویش از خامنه ای تمامی نصوص صریح اسلامی و مسلمات و ضروریات فقه و شرع را نقض نموده اند باطل و حرام است.
    ملت شریف ایران! جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن) پیروز واقعی این روزهای ایران را مردم مؤمن و معتقد شهر مقدس قم، مدرسین و طلاب مستقل و مراجع بزرگوار تقلید مستقل می داند که با دیدار نکردن از خامنه ای، نشان دادند که بر خلاف ادعاهای بی اساس حکومت و حکومتیان، حتی در قشر سنتی مذهبی قم نیز، خامنه ای یک چهره کاملا مطرود است و نه تنها صلاحیت مذهبی ندارد که حتی مشروعیت مردمی نیز ندارد.
    دلسوزان وطن! بدینوسیله ما برادران شما در جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن) با قاطعیت تمام اعلام می داریم که زعیم حوزه های علمیه، حضرت آیت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی و مراجع بزرگوار تقلید حضرات آیات عظام سید تقی قمی طباطبایی، سید صادق روحانی، سید صادق شیرازی، شیخ یوسف صانعی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و روحانیون بلند پایه، مجاهد، مستقل و ظلم ستیزی چون حضرات آیات شیخ اسدالله بیات زنجانی و شیخ محمد صادقی تهرانی و صدها مدرسین مستقل حوزه علمیه قم که با قبول تبعات سخت و خطرناک مخالفت علنی با شخص خامنه ای و اعتراض به جنایات وحشیانه غیر انسانی، غیر دینی و غیر شرعی رهبری، افتخار روحانیت عصر ما در تاریخ تشیع می باشند و بار دیگر در عمل ثابت نمودند که روحانیت و مرجعیت واقعی و مستقل شیعه چون همیشه، حسب وظیفه انسانی و شرعی، مأمن و پناه مردم مظلومان و خصم ظالمان و طاغوتیان است.
    آری این در حقیقت مؤمنان کسانى‏اند که به خدا و پیامبر او گرویده و شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‏اند اینانند که راستکردارند.
    و من الله التوفیق
    جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف(متقن)

    پاسخ دادن
  2. در تاریخ ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰ ، حدود ده روز پیش، شبکه تلویزیونی ” سی ان ان ” آمریکا، بر روی سایت اینترنتی خودش اعلام کرده بود که توسط یکی از کارمندان ایرانی بانکی در مالزی، در جریان کارش به لیستی از پولهای مقامات و رهبران جمهوری اسلامی در بانکهای خارج از کشور دست یافته است.
    به گفته شبکه تلویزیونی ” سی ان ان ” کارمند مورد نظر به خاطر علاقمندی به جنبش سبز ملت ایران، لیست مربوطه را در اختیار شبکه آنها قرار داده است تا به وسیله آنها منتشر شود و در اختیار همگان قرار بگیرد. اول: غلامحسین الهام، ۲۵ میلیون دلار در دوبی، ۱۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۷ میلیون دلار در سوئیس، و ۷ میلیون دلار در بیروت! دوم: فردی به نام س.ح. پناهی، ۱۱ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، و ۴ میلیون یورو در مالزی! سوم: مسعود کاظمی، ۴۵ میلیون دلار در آلمان، و ۴٫۲ میلیون دلار در دوبی! چهارم: علی هاشمی بهرامیان، ۵٫۲ میلیون دلار در کویت، ۱۱ میلیون یورو در بلژیک، ۲۳ میلیون دلار در دوبی، و مبلغی نامشخص در ” الناخال کمپانی “! پنجم: محمد محمدی، ۱۲ میلیون دلار دوبی، ۱۷ میلیون دلار در کویت، ۸ میلیون یورو در ترکیه! ششم: مهدی احمدی نژاد، ۱۸ میلیون یورو در بلژیک، ۴۵ میلیون یورو در سوئیس، ۴۴ میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت! هفتم: نازیه خامنه ای، ۷ میلیون دلار در ترکیه، ۵۶ میلیون یورو در آلمان، ۱۲۲ میلیون پوند درگرین انگلیس! هشتم: صادق محصولی، ۱۴ میلیون یورو در ایالات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ترکیه، ۳ میلیون یورو در مالزی! نهم: مجتبی خامنه ای، ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس ( احتمال دارد بلوکه شده باشد. )، ۲٫۲ میلیون یورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر، مبلغی نامشخص در سوئیس! دهم: حسین معادی خواه، ۱۵ میلیون دلار در کویت، ۴۵ میلیون یورو در استرالیا، ۷ میلیون دلار در ایالات متحده عربی! یازدهم: عیسی کلانتری، ۳٫۲ میلیون یورو در بلژیک، ۱٫۲ میلیون دلار در ایتالیا! دوازدهم: حسین طائب، ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون یورو در ایتالیا! سیزدهم: مسعود حجاریان کاشانی، ۹۲ میلیون دلار در استرالیا، ۱۳٫۷ میلیون دلار در قطر!
    چهاردهم: سردار احمد وحیدی، ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان ( احتمالا بلوکه شده باشد.)! پانزدهم: عباس کدخدائی، ۲٫۵ میلیون دلار در ایتالیا، ۷٫۱ میلیون دلار در کویت، ۳٫۲ میلیون دلار در دوبی! شانزدهم: مجتبی مصباح یزدی، ۱۸۴ میلیون دلار در دوبی، ۱۲۲ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۵۵ میلیون یورو در اسپانیا! هفدهم: علی مصباح یزدی، ۴۵ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۶۵ میلیون پوند در بانک انگلیس، ۷۵ میلیون دلار در آفریقای جنوبی، ۱۱۰ میلیون یورو در آلمان! هژدهم: حسین فیروزآبادی، ۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه! نوزدهم: پرویز فاتح، ۱۶ میلیون دلار در ترکیه، ۵٫۲ میلیون یورو در ترکیه، ۲۲ میلیون دلار در سوئیس! بیستم: حسین شاجونی، ۶۶٫۵ میلیون دلار در دوبی، ۳۹ میلیون دلار در کویت، ۱۱٫۲ میلیون دلار در بیروت، ۸ میلیون دلار در مالزی! بیست ویکم: حبیب الله عسگراولادی(تازه مسلمان)، ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۲۰ میلیون یورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی! بیست دوم: حسین جنتی، ۲۲۸ میلیون دلار در دوبی، مبلغی نامشخص در بانک سوئیس، و مبلغی نامشخص در بانکی در ترکیه، ۲۰۰ میلیون دلار در مالزی، ۱۵۰ میلیون دلار در ژاپن، ۳۲ میلیون دلار در مالزی! بیست و سوم: سکینه خامنه ای، ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیون دلار قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی! بیست و چهارم: اسفندیار رحیم مشائی، ۵٫۲ میلیون دلار در آلمان، ۳۲ میلیون دلار در ایتالیا، ۴۱ میلیون دلار در دوبی! بیست و پنجم: ح. محمدی آقائی، ۴۸٫۴ میلیون دلار در دوبی، ۲٫۴ میلیون دلار در بیروت، ۵۶ میلیون یورو در اسپانیا! بیست و ششم: علی اکبر ولایتی، ۲۴۴ میلیون یورو در آلمان، ۶ میلیون یورو در استرالیا، ۵۶ میلیون دلار در مالزی! بیست و هفتم: محمد محمدی ریشهری، ۳۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۲۴۱ میلیون دلار در الناخال کمپانی، ۱۲۱ میلیون دلار در دوبی، ۴۸ میلیون دلار در آلمان، ۴۳ میلیون دلار در ایتالیا! بیست و هشتم: محسن هاشمی بهرمانی، ۳۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵۶ میلیون دلار در بلژیک! بیست و نهم: محسن هاشمی ثمره، ۱۱ میلیون دلار در قطر، ۵٫۹ میلیون دلار در مالزی! سی ام: علی لاریجانی، ۱۸۵ میلیون یورو در استرالیا، ۱۶ میلیون یورو در ایالات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون یورو در مالزی! سی و یکم: عباس آخوندی، ۹ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۵۰۲ میلیون دلار در بانک بیروت! سی و دوم: محسن رفیق دوست، ۱۲۹ میلیون دلار در بانک بلژِیک، ۴۴ میلیون دلار در کویت، ۹۲ میلیون دلار در کویت! سی و سوم: حمید حسینی، ۳۰ میلیون دلار در مالزی، ۸۲ میلیون یورو در اسپانیا! سی و چهارم: محمد حسینی، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۷ میلیون دلار در کویت، ۳ میلیون دلار در ترکیه، ۱۱ میلیون پوند در ……! سی و پنجم: محمود حسینی، ۳٫۲ میلیون دلار در ترکیه، ۱۱٫۴ میلیون دلار در کویت! سی وششم: مجتبی هاشمی ثمره، ۲۸ میلیون دلار در اسپانیا، ۷۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۲۴ میلیون دلار در مالزی! سی و هفتم: کامران دانشجو، ۷۶ میلیون یورو در استرالیا، ۷٫۲ میلیون دلار در مالزی! سی و هشتم: احمد رضا رادان، ۹۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در آفریقای جنوبی.سی و نهم: یدالله جوانی، ۲۲ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵ میلیون دلار در هند، ۲۳ میلیون دلار در پرتقال! چهلم: غلامرضا فیاض، ۶۵ میلیون دلار در مالزی، ۴٫۹ میلیون دلار در کویت! چهل و یکم: رضا فیاض، ۲۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۱۷ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در ایتالیا! چهل و دوم: علی مباشری، ۱۲ میلیون دلار در بلژیک، ۱۹ میلیون دلار در مالزی، ۴۲ میلیون دلار در کویت! چهل و سوم: محمد نقدی، ۱۴۲ میلیون دلار ایالات متحده عربی، ۲۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۶۶ میلیون دلار در مالزی! چهل و چهارم: فرهاد دانشجو، ۲٫۳ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵٫۶ میلیون دلار در ترکیه! چهل و پنجم: خسرو دانشجو، ۱۱ میلیون دلار در ترکیه، ۷ میلیون دلار در جمهوری چک! چهل و ششم: حمید حسینی، ۴٫۲ میلیون دلار در مالزی، ۲۸ میلیون دلار در ایالات متحده عربی! چهل و هفتم: محمد باقری خرازی، ۱۲۰ میلیون دلار در لبنان، ۸۶ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۴۲ میلیون دلار در بروکلی بانک آفریقای جنوبی! چهل و هشتم: مهدی هاشمی ثمره، ۵٫۷ میلیون دلار ترکیه، ۴۴ میلیون دلار در کویت! چهل و نهم: حمید رسائی، ۶۲ میلیون دلار در مجارستان، ۳۲ میلیون یورو در آلمان، ۱۸ میلیون پوند در انگلیس، ۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی! پنجاهم: حسین موسوی اردبیلی، ۲۱ میلیون دلار در کویت، ۱۱۰ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۳۲ میلیون دلار در مالزی! پنجاه و یکم: علی مبشری، ۷ میلیون یورو در استرالیا، ۲۲٫۴ میلیون دلار در ایالات متحده عربی! پنجاه و دوم: حسین شریعتمداری، ۲۲۵ میلیون دلار در ایالات متحده عربی، ۵۴ میلیون دلار در الاناخل کمپانی، ۶۵ میلیون یورو در بانک انگلیس! پنجاه و سوم: حسین شاهمرادی، ۵۶ میلیون دلار ایالات متحده عربی، ۶۴ میلیون دلار مالزی، ۷ میلیون دلار در هند!

    پاسخ دادن